سارینا جون در تهران... ( عید فطر )
و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .... " اللهم عجل لولیک الفرج " عزیزم، به امید اینکه یک شنبه عید فطر باشه، شنبه شب ( ٢٨ خرداد) به طرف تهران حرکت کردیم و بعد از اذان مغرب به خونه عمه فرزانه شون رسیدیم و افطاری رو اونجا خوردیم . به محض ورود یک کمی غریبی کردی ولی کم کم با اطرافیانت آشنا شدی و بعد از یک ساعتی کاملا برات عادی شد و غریبی نمی کردی.... تقریبا نزدیک ساعت ١٢ شب بود، از تلویزیون اعلام شد که فردا ( یک شنبه ) عید هست. همگی خوشحال شدیم، به ویژه بابا محمد چرا که مرخصی ن...
نویسنده :
مامان محدثه
1:59











